نویسنده : نسیم شیرازی
تعداد صفحات : ۲۳۱
خلاصه داستان :
یه نوع دوست داشتن خاص… یه نوع پیچیدگی… یه حس عجیب برای شروع یه دوست داشتن عجیب.
نویسنده : نسیم شیرازی
تعداد صفحات : ۲۳۱
خلاصه داستان :
یه نوع دوست داشتن خاص… یه نوع پیچیدگی… یه حس عجیب برای شروع یه دوست داشتن عجیب.
خلاصه:
ماجرای یه دختر و پسر که با هم تو یه بوتیک کار می کنن یه پسر پولدار و مغرور با یه دختر عادی
از یه خونواده ی عادی ولی زبونی دراز....
نفس هایم به شماره افتاده اند …
هر کس که حکم نفسم را داشت خـدا گرفت …
بودنم میان این همه نابودی بی معناست …
من همیشه بوده ام …
بگذار برای یک بار هم که شده طعم نبودنم را بچشی …
بعد این زمستان بهاری در کار نیـست …
فصل بعد …
“بـــــــی مـــن “است !!!
دانلود رمان همسفر گریز | naqme کاربر نودهشتیا (PDF و موبایل)
نام رمان : همسفر گریز
نویسنده : naqme کاربر انجمن نودهشتیا
حجم کتاب (مگابایت) : ۴٫۴۱ (پی دی اف) – ۰٫۴ (پرنیان) – ۱٫۰۶ (کتابچه) – ۰٫۴ مگابایت (epub)
ساخته شده با نرم افزار : پی دی اف ، پرنیان ، کتابچه ، اندروید ، epub
تعداد صفحات : ۵۰۸
خلاصه داستان :
رمان شب های تنهایی
نویسنده: نرگس عینی
تعداد صفحات: 215
خلاصه ای از داستان رمان:
داستان در مورد دختری به اسم یاسه که پدرومادرش رو از دست داده وتنها زندگی میکرده تا اینکه در اولین روز دانشگاه با دختری به اسم بنفشه اشنا میشه و دوستی عمیقی بینشون ایجاد میشه……
رمان یک عاشقانه آرام
به قلم :نادر ابراهیمی
حجم رمان : ۲.۱۹ مگابایت پی دی اف , ۱.۱۲ مگابایت نسخه ی اندروید ,
خلاصه ی از داستان رمان:
بانوی گـُل به گونه انداخته، با لهجه ی شیرینش گفت: باید تـَخـَیُل کنیم که در مِه راه میرویم؛ در مِهی بسیار فشرده و سپید. تمام ِ عُمر در مِه. در کنار هم، من و تو،مِه را میپیماییم- آرام، و به زمزمه با هم سخن میگوییم.
در یک مِه نَوَردی ِ طولانی، هیچ چیز به وضوح ِ کامل نخواهد رسید؛ و به محض آنکه چیزی را آَشکارا ببینیم
پاورقی زندگی
خلاصه:پاورقی زندگی…شاید داستان زندگی همان آدمهایی است که درچند شماره پیاپی مجله وروزنامه ها به منتشرمی شود…شایدنوشتن گوشه هایی از زندگی خودمان در حاشیه دفتر خاطراتمان باشد…نمی دانم شاید منظورش زندگی ادامه دارد بدون من بدون تو…
پاورقی زندگی هر چه که هست بگذار باشد مهم برداشت تو ازپاورقی است.
در این پاورقی زندگی می خوام زندگی دو انسان روایت کنم پسری که بخاطر یک حادثه تلخ بینایی خود را از دست می دهد و دختری که شرایط زندگی اش او را مجبور به ازدواج با این پسر می کند.…گمان نکنید بعد از یک دوره زندگی پر از نفرت وانزجار عاشق می شوند و داستان به خوبی و خوشی به پایان می رسد…زندگی فراز ونشیب هایی دارد،اگر راه درست باشد به مقصد می رسند واِلا…