دانلود رمان|دانلود رمان زیبا عاشقانه

رمان جدید،ررمان عاشقانه،رمان جدید،رمان قدیمی،رمان غمگین،رمان شاد،نودهشتیا

دانلود رمان|دانلود رمان زیبا عاشقانه

رمان جدید،ررمان عاشقانه،رمان جدید،رمان قدیمی،رمان غمگین،رمان شاد،نودهشتیا


۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «تک سایت» ثبت شده است

:خواستگاری یا انتخاب

نام نویسنده نام نویسنده : م.مودب پور

حجم حجم : ۱٫۳ MG

خلاصه داستانخلاصه داستان:

رمانی دیگر از نویسنده معروف م.مودب پور که قصد داره دختری رو نمایش بده که به خواستگاری پسر مورد علاقش میره .

رمان خاطرخواه

خاطرخواه

به قلم : شیوا اسفندیاری

حجم رمان : ۶.۶۴ مگابایت پی دی اف , ۱.۶۳ مگابایت نسخه ی اندروید , 

خلاصه ی از داستان رمان:
داستان درباره ی دختری به اسم خورشید هستش که در یک خانواده فقیر زندگی میکنه و بر خلاف میل خودش تو یک مهد کودک کار میکنه اما از همون اول با یکی از بچه ها و پدر و مادرش به مشکل بر میخوره و باعث میشه که…

بادیگارد
رمان بادیگارد

نویسنده : sholaliz

منبع: نودهشتیا

قسمتی از این رمان زیبا :

آروم کلید رو توی قفل چرخوندم و درو یواش باز کردم. همهجا تاریک بود، احتمالا همه خوابیده بودن. کفشامو در آوردم و پاورچین پاورچین رفتم سمت پله. همین که پامو روی اولین پله گذاشتم چراغ هال روشن شد. آروم سرمو چرخوندم و عقبو نگاه کردم، درست حدس زده بودم، بابام بود.

بابا: تا حالا کجا بودی؟
من: کجا بودم؟ جایی که همیشه میرم. پارتی.
بابا: یه نگاه به ساعتت انداختی؟
من: نه.
بعد یه نگاه به ساعتم انداختم و گفتم: سالمه که.
بابا چپ چپ نگاهم کرد.
من: خوب حالا که چی؟
بابا: کجا رفته بودی؟ بادیگارد رو باز چرا پیچوندی؟
من: دلم می خواد، دوست ندارم یکی مثل کنه بهم بچسبه.
بابا: مگه من هزار بار نگفتم که بیرون برای تو خطرناکه؟ چرا حرف گوش نمیکنی؟
من: منم هزار بار گفتم که میتونم از خودم حمایت کنم، احتیاجی به سگاتون نیست که پشت سر من راه بندازید.
بابا: درست حرف بزن. با پدرت اینجور صحبت میکنی؟
من: من پدری ندارم.